تبلیغات
گفته و ناگفته های دل...
 
درباره وبلاگ


✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿

"عشق اکسیر وجود و پدیده ای

جاو یـــــــــــــــــــــــــــــــــــد است"

✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿

گاهی دستت می لرزه..
گاهی دلت می لرزه..
گاهی دست و دلت می لرزه...
این جور وقتا پیش اومده یکی بگه پریشونیتو می خرم؟
این جور وقتا پیش اومده هواییه یه چیکه آب شی؟
شبیه عطش بشی؟
نه از تشنگی، نه از تشنگی، نه از تشنگی، که از دل سوختگی...
آخ از دم غروبی که دست و دلت با حوصلت رفیق نیست..
آدم شبیه بی پناهی میشه، شبیه غربت، شبیه غریبی..
واسه همینه که می خوام بگم قاعده ی یه چیکه آب،
قاعده ی یه کف دست عطش،
قاعده ی یه غروب دل تنگی،
قاعده ی بی تابی های کهنه،
قاعده ی خستگی های بیاته...
دست و دلت رو بده به اونی که اون بالاست
باهاش حرف بزن..
شبیه گفتگوهای تنهایی...

اینه که باید گفت:

آن سوی دلتنگی ها همیشه خداییست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست...

✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿

امیداورم از دل گفته هام تو وبلاگ گفته و ناگفته های دل خوشتون بیاد...

*لطفا نظر یادتون نره*

✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿
✿✿✿✿✿✿✿✿

این هم کد لوگوی وبلاگم:

مدیر وبلاگ : رضا
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
نظر کلی شما درباره ی این وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

وب هکس


گفته و ناگفته های دل...
عاشقانه ، اشعار عاشقانه ، دل گفته ....





                   پس از آن غروب رفتن ،



                                      اولین طلوع من باش ..





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : غروب، رفتن، طلوع من،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 دی 1393 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید

قلبم با لهجه ی شیرین سکوت ، فقط تو را می خواند

تو را می خواهم با تمام قلب و روحم ..

تو را که از من با من مهربانتری ..

تو را که در چارچوب نگاهت مهربانی قاب شده است

و با هر لبخندت ، هزاران پروانه ی شوق در دلم به پرواز در می آیند ...



 





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : تو را می خواهم، آغوش، لحظه هایم، قلب و روحم، مهربانی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 مرداد 1393 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید

کسی تنهایی مارا نمی گرید

دلم در حسرت یک دست

دلم در حسرت یک دوست


دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست

و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی

کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را


بگو ای دوست

بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی

تو حتی روزهای تلخ نامردی

نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی


من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت

من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت

من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد

همان دریا که میگفتی

که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیداشت


بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی ...





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : تنهایی، حسرت، تنهای تنها، باغ بارانی، اشک خواهم ریخت،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 مرداد 1393 :: نویسنده : رضا
نظرات ()
در گذرگاه زمان ..

خیمه شب بازی دهر ..
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد ..
عشق ها می میرند ..
رنگ ها رنگ دگر می گیرند ..
و فقط خاطره هاست ..
که چه شیرین و چه تلخ ..
دست ناخورده به جا می مانند ...







نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : خاطره ها، گذرگاه زمان، تلخ و شیرین، عشق ها،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 مرداد 1393 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

نگاهت هر قدر هم که دور باشد ، آرامم میکند ..

و آوایی آمدنت را در گوشم زمزمه ..

چقدر رسیدنت را دوست دارم ..

آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی ..

تنها برای ” تــــــو ” ، هنوز گرم است ...



 





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : نگاهت، آوای آمدنت، سرمای تنهایی، تنها برای تو، آغوش تو،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

با تو عشق را شناختم ..
به تو دل باختم ..
صدای تو برایم زیباترین آهنگ زندگی بود ..
لحظه ای به تو فکر کردن دریای طوفانی ذهن و خاطرم را به رودی آرام و زلال تبدیل می کرد ..
با تو بودم اما .. هرگز نبودم کنار تو ...
تا بدین لحظه از دلتنگی هایم می نوشتم .. از گفته  و ناگفته های دلم ... و حال ..
باید از فراق تو بنویسم ..
اما اکنون ...


دو تا چشمام همه جا دنبال تو می گرده

با نبودنت دلم با قصه ها سر کرده

شب و روز در پی تو من همه جا رو گشتم

یکی گفت غصه نخور اون داره بر می گرده

زندگی با عشق تو رنگ دیگه داشت برام

رفتی و بدون تو تلخ شده روز و شبام

دل من با هیچکسی نمی تونست  خو بگیره

شب و روز منتظر و چشم براه موند نگام

کسی مثله تو نشد کسی مثله تو نبود

همش از خدا می خوام که بیایی زود زود

کاشکی میشد دوباره باز همو پیدا بکنیم

سفره ی عشقمونو با همدیگه وا بکنیم

کاش تواین شهر غریب صدای آشنا بیاد

دل من هواتو کرده فقطم  تو رو می خواد

کسی مثله تو نشد کسی مثله تو نبود

فقط از خدا می خوام که بیایی زود زود ...

 








نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، دلتنگی، دنبال تو، هیچکی مثل تو نشد، فراق تو،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 بهمن 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

نگاهت که می کنم

چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند..

با تـــو که می خـندم

قفل های این روزها باز می شوند..

در تـــو كه می میرم

جاودانگی ، ترانه ی مرغان خوشخوان روزگارم می شود..

چه خوش اتفاقی ست

بــا تـــو بــودن..


عاشقانه که صدایم می کنی

نامم دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد...





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : با تو بودن، نگهات که می کنم، با تو می خندم، عاشقانه صدایم می کنی، جاودانگی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

در دل شب دعای من گریه ی بی صدای من

بانگ خدا خدای من به خاطر تو بود و بس

پاکی لحظه های من گریه ی های های من

گوهر اشک های من به خاطر تو بود و بس

این همه بی پناهیم  این همه سر به راهیم  این همه بی گناهیم 

 غصه به جان خریدنم از همه کس بریدنم زخم زبون شنیدنم

به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود وبس

رو به خدا نشسته ام نذر و دخیل بسته ام

سوز من و گداز من اشک من و نیاز من

به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود وبس...

 





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : در دل شب، دعای من، گریه ی بی صدای من، به خاطر تو بود، بی گناهیم، بی پناهیم،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

وسعت نبود تو

به اندازۀ تمام دنیای من است..

تا آنجا که چشم کار می کند

جای تو خالیست...





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : وسعت نبود تو، تمام دنیای من، جای تو خالیست،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()
“پایــــــــــیز” مرا عاشق می کند..

“باـــــــــــــــران” عاشق تر..

حالا تو بگو..

این “باران پایـــــــــــیزی” با من چه می کند…؟






نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : باران پاییزی، پاییز، عاشق تر،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من

شب هجران نکند قصد دل آزاری من

روزگاری که جنون رونق بازارم بود

تو نبودی که بیایی به خریداری من

برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان

باغبان نیز نیامد پی دلداری من...

 





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : پرستاری من، دل آزاری من، شب هجران، خسته دل، دلداری من، برگ پاییزی ام،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

تا خانه ی چشمانت راهی نیست ،

وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی .. چه بگویم ..

وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را به رویم بسته ای ..

اما ..


بدان ..

همیشه پشت پنجره خیالم برای چشم هایت چون چلچراغی می درخشد ..

بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی ..

و مرا در قلبت پیدا کنی ...








نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : پنجره ی خیال، خانه ی چشمانت، دریچه ی قلبت، آهسته مرا بخوانی، نگاهت،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 آبان 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

با همه ی بی سرو سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظهی طوفانی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن - سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام

ها.... به کجا میکشی ام - خوب من؟
ها... نکشانی به پشیمانی ام





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : بارانی، بی سرو سامانی، پریشانی، دلخوش گرمای کسی، صحبت طولانی ام،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

بودن با کسی که دوستش نداری

ونبودن باکسی که دوستش داری

هردو رنج است..

پس اگر همچون خود نیافتی

مثل خدا تنها باش...

 

" کوروش کبیر "





نوع مطلب : دل نوشته ها(سخنان) بزرگان، 
برچسب ها : مثل خدا، بودن با کسی، دوستش داری، همچون خود،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()

چه ظریفانه است خلقت قلب آدمی..

به تلنگری می شکند..

به لحنی می سوزد..

برای دلی می میرد..

به نگاهی جان می گیرد..

و به یادی می تپد...






نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : قلب آدمی، می شکند، می سوزد، به یادی می تپد، جان می گیرد،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : رضا
نظرات ()


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...